روزها، ماه ها و سال­ های معلمی و استادی ما معلمان واستادان، به سرعت می­گذرد و ما به ایستگاه بازنشستگی در روزها و سال ­های دوری از مدرسه و دانشگاه خواهیم رسید. طی این روزها، چه دانش ­آموزان و دانشجویان بی­شماری که مسافر کاروانسرای کلاس درس ما می ­شوند و می­گذرند. هر معلمی باید به این بیاندیشد که در گذر تند این حوادث و پرتوی فراموش­ زای گذر زمان، از من چه نقش و نگاری بر در و دیوار هستی و جان این رهگذار به یادگار خواهد ماند؟ آنها در ورای گذراندن درس ­ها و امتحان ­ها، چه درس­های ماندگاری را از کلام و منش معلمی من، با خود به لایه ­ها و کوچه پس کوچه ­های دوردست هستی و زندگی ­شان خواهند برد؟

این دغدغه برای اساتید و معلمان حوزه علوم­ انسانی و علم تربیت باید دوچندان باشد. چه در اینجا،  رسالت معلمان و استادان، پروردن نفس و روح خود و دانشجویان است نه تل­ انبار کردن در ذهن. 

بسیار خرسندیم که در چهلمین بهار تأسیس دانشگاه و جاری­ شدن زاینده­ رود حکمت ­اندوزی زنده­ یاد علیرضا افضلی­ پور در کویر کرمان، استاد و معلمی از کوی تربیت دانشگاه(دکتر سیدرضا علوی)، لبخند و بوسه رضایت بر چهره افضلی ­پور می ­نشاند و ادای دِینی می­کند به آرمان انسان ­ساز او. معلم عارف­ مسلکی که دامنه تأثیرگذاری کلام و منشش، مرزهای کلاس درس او را در می ­نوردد و در ژرفای دالان هستی مخاطبان و دانشجویانش، آوای حقیقت­ جویی و خداگونگی پژواک می ­کند.

روایت ذیل، حکایت کوتاه یکی از هزاران مسافر کاروانسرای درس اوست:

نگاهم که به قرآن روی گنجه می افتد، یاد شما در خاطرم می ­دود، پیچ تلویزیون را باز میکنم قرآن پخش میکند، اولین چیزی که به ذهنم میرسد صدای آرام شماست وقتی  که آیه های نور را برایمان می خواندید، در خیابان راه میروم، آیه های قرآن بر در و پیکر دیوارهای شهر بی توجه رهگذران پرشتاب، نگاهم میکنند و من باز هم  یاد چهره آرام و پرمعنای شما می افتم، درسیمای شاخه گلی خیره می­شوم، شب ­هنگام نگاهم را به دامان پرستاره آسمان می­ دوزم، لختی در سایه درختی می­آسایم، دمی دستی در نهری فرو می­برم، گاهی گوش به صدای پرنده­ای می­سپارم، باز کلام همیشگی­تان در گوشم می پیچد و نجوا می­کند که گفته بودید با تفکر در آیاتش به مهربانی­اش نزدیکتر شویم و به سان او گردیم.

در روزگاران تلخ و بارانی زندگی،  وقتی که گذر از سنگلاخ­ های آن، نای و پای رفتنم را می­برد، باز چهره آرام و صبور شما در درس­های عملی تربیت اسلامی- وقتی که امانت دوست ­داشتنی خدا را زودهنگام به صاحبش، با احترام تقدیم نمودید- به دادم می­رسد.

آری، قیل و قال درس و امتحان فراموشم خواهد شد اما من کوله­ بار و کوزه­ ای از حسن اخلاق و عرفان­ تان دارم که تا آخرین لحظه زندگی رهگشایم خواهند بود، میدانم. اطمینان دارم

...........................................

رود افضلی ­پور با داشتن چنین معلمان و استادانی است که می­شود زنده ­رودی در کویر جان­ها و هستی ها. زنده رودی که در پهن ­دشت هستی حاصلخیز دانشجویان ساری و جاری می­شود؛ گره ­ها و خارهای جهل و ظلمت آن را فرو می­شوید؛ بذرهای فطرت آنها را آبیاری و بیدار می­کند و دریچه ­هایی رو به سوی آسمان و روشنایی معرفت به رویشان می­گشاید.

جاوید باد آرمان زنده ­یاد افضلی­ پور و شهید باهنر و تبارک الله به معلمان عارف­ منش و تحول­ آفرین او.

.....................................................

توضیح: در دهمین دوره جایزه زنده یاد افضلی پور، این جایزه به دکتر سیدحمیدرضا علوی از بخش علوم تربیتی دانشگاه تعلق گرفته است.