(Culture: the foundation of society’s development or lag)

یکی از مهمترین ره آوردهای زندگی در فرهنگی متفاوت با فرهنگ و آیین خود، شناخت زنده لایه های خوب و بد فرهنگ خویش از دریچه تجربه آن فرهنگ می باشد؛ بطوری که پس از سفر و هجرت، درهم آمیزی اندیشه آدمی با بعدهای گوناگون فرهنگ خویش، بیشتر و بیشتر و بیشتر می شود. این مسئله برای دانشجویان و اندیشمندان حوزه علوم انسانی بویژه جامعه شناسی، تعلیم و تربیت، مدیریت، و ...فرصتی بی نظیر است تا اگر همت و دغدغه شناخت و  تعالی جامعه خود را داشته باشند، بتوانند با خودآگاهی زنده در چنین مسیر دشواری بپویند.

پررنگ شدن اهمیت فرهنگ و اندیشدن بدان، هم آن روزهای دور از وطن و هم این روزهای زیستن در میهن؛ از مهمترین دغدغه های من بود و هست. بسیار تأمل برانگیز بود، می دیدم که در سرزمینی از یک سو در فقدان منابع طبیعی چون قطره ای نفت یا گاز، جریبی معدن های خاکی یا سنگی گرانبها، موقعیت استراتژیک جغرافیایی و از سویی دیگر با شرایط دشوار آب و هوایی برای کشاورزی و دامداری، چگونه زندگی مردمش برخودار از آرامش و سطح رفاه بالایند. چنانکه در اغلب سالها، رتبه ای تک رقمی - زیر پنج- در مقیاس جهانی کیفیت های زندگی کسب می کنند. به نظر می رسد که فرهنگ کنونی جامعه شان، همه فقر منابع طبیعی زادگاهشان را به نیکی جبران کرده است.

همین روزا، از استادی دردآشنا ایمیلی در این باب، دریافت کردم. نمی دانم نویسنده محترمِ فرهنگ دوست آن کیست. از خواندنش بهره بردم و با او همدلم که باید از تغییر و اصلاح خود شروع کنیم. در انتهای نوشته اش خواسته بود که پیامش را به دیگران هم برسانیم. متن نوشته اش با اندکی ویرایش و تلخیص در ذیل آمده است. امیدوارم روزی قطره قطره همت و عملِ فرهنگ پالایشی ما به بهم بپیوندد؛ جویباری جوشان و روان شود؛ خارهای فرهنگ مان را بزداید و بذرهای پیشرفت و تعالیش را آبیاری کند و بپروراند:

"تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر(Egypt) بيش از 3000 سال  تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا(Canada)، نيوزيلند(New Zealand)، استراليا(Australia) كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند محسوب می شوند. تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن(Japan) كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست. اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا(USA) را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند. مثال بعدي سوئيس(Switzerland) است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنیر) دنيا توليد مي‌شود. سوئيس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سوئيس). افراد تحصيل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد. نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد و فعال تبديل مي‌شوند پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهایي است كه در طول سال‌ها فرهنگ(Culture) نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند: اخلاق به عنوان اصل پايه وحدت- مسئولیت پذیری- احترام به قانون و مقرارت- احترام به حقوق شهروندان دیگر- عشق به کار- تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری برای آینده- میل به انجام کارهای برتر و فوق العاده- نظم پذیری.

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند. در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود. کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت نام می گیرد. کسی که  اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت. کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند . انسانهای منظم افراد خشک و بی حال قلمداد می شوند. همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله  اند.

  بیایید از خودمان و از همین لحظه شروع کنیم. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است. ما فقير هستيم براي اين كه رفتارمان چنين سبب شده‌است. ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده و بدان عمل می شود) فاقد انگیزه و  اهتمام لازم هستيم. چه خوب است که اگر ما ميهن خود و آبادنی و پیشرفت آن را دوست داریم؛ اين پيغام را به دیگران هم بگوییم تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند و بدان عمل کنند."