سجاده نیایش امام سجاد علیه السلام
چند سالی است که روزی خور سفره و سجاده نیایش امام سجاد علیه السلام هستم. نیایش های زلال و پرمعنایش که برخاسته از عمق چشمه جوشانِ هستی اویند، در لایه لایه های وجود آدمی رسوخ می کنند اگر رسوبات گناهش بگذارد. وقتی پای این سفره و سجاده، رو به درگاهش زانو می زنی و آوای او را در بیابان وجودت فریاد می کشی، دمی چند، سکوتی ژرف، سرشار از شرمندگی و بندگی بر آن حاکم می شود. آوای پاک و نافذ او حتی می تواند از تپه گناهان رنگارنگ وجود آدمی بگذرد و وجدان و فطرت خاموش انسان خفته را به بیداری فرابخواند. چشمان آدمی که همیشه پیش قدم همدلی و همدردی با عنصر آسیب دیده اند، این بار هم زودتر می بارند تا از یک سو سست تر کنند بنیادهای این تپه سنگین گناه را و از سوی دیگر آبی بپاشند بر پر پرواز مرغ آمین.
برای من که نمازم خالی از یاد او و پراز یاد همه چیز و همه کس هست؛ خواندن دعایی از این کتاب نیایش، لذت معنوی دیگری دارد. شاید از این رو باشد که آوای نماز تنها از ستون های بلند هستی های پاک به آسمان می رود و معنا می آورد. اما دشت سجاده معنویِ مولایمان امام سجاد علیه السلام چنان وسیع هست که گنه کاری در گوشه اش، از کرده خویش بنالد و بخشایش خدا را بطلبد. بی شک ابر رحمت خدا بر حاشیه نشین های سرزمینِ معنوی منسوب به هستی بندگان پاکش، زودتر و بیشتر می بارد.
حیفم آمد که مطلبی ناقابل در معرفی این جشمه جوشان نیایش برای آنانی که درجستجوی نشستن و شستن جان خسته خویش در آبی حیاتبخش هستند، نگویم. کتاب وزینِ معنوی صحیفه سجادیه مشتمل بر پنجاه و چهار دعا و نیایش ایشان درباره موضوع های مختلفی چون پناه جستن به خدا از گناهان، دعا در کارهای بزرگ، دعا در طلب فرجام نیک، دعا درباره پدر و مادر، همسایگان و دوستان، مرزبانان، دعا در یاد مرگ، دعا در وداع با ماه مبارک رمضان و دعا در شِکوه از ستمگران حاکم و .. است. در ادبیات دینی ما، این کتاب ارزشمند به «انجیل اهل بیت(ع)» و «زبور آل محمد(ص)» مشهور می باشد. ترجمه های مختلفی از این کتاب در بازار هست. من ابتدا از طریق ترجمه شیوا و دلنشین آقای جواد فاضل با کلام امام سجاد علیه السلام آشنا شدم. چنان که سالها ترجمه دیگری نتوانست طعم دلنشین این نیایش ها را برایم زنده کند. تا اینکه تابستان سال پیش در نمایشگاه قرآن، با ترجمه ادبی، شیوا و روان آقای محمدتقی خلجی، انتشارت میثم تمار، چاپ هفدهم برخوردم و گمشده خویش را دوباره یافتم. ترجمه آقای محمدتقی خلجی شیواتر و ادبی تر از ترجمه آقای جواد فاضل می باشد. امیدوارم به زودی فرصت بابید کوزه ای از این چشمه، آب کنید. گر توفیق راه نصیب تان شد در کوی بازگشت، با دعایی ساقی باشید و ...
در ذیل پاره ای پرطراوت از این نیایش ها آمده است:
"پروردگارا؛ ای آخرین مقصودِ نیازخواهان؛ ای خدایی که دستیابی به حاجت ها به توفیق توست؛ ای خدایی که نعمت هایش را به بها نمی دهد بلکه به بهانه ای عطا می کند؛ ای خدایی که بخشش هایش را به غبار کدورتِ منت نمی آلاید؛ ای خدایی که مایه ی بی نیازی بندگان است و از او بی نیاز نمی توان شد؛ ای خدایی که همواره دل ها رو به سوی او دارند و هیچ گاه از او روی برنمی تابند؛ ای خدایی که خواستن بندگان از او، گنجینه هایش را فانی و تهی نمی سازد؛ ای خدایی که سبب ها نظامِ حکمت او را بر هم نمی زنند؛ ای خدایی که رشته ی نیازخواهی نیازمندان، از او نمی گسلد و ای خدایی که دعای دعاکنندگان، او را به زحمت نمی افکند....."
دعای عمیق و والای او درباره پدر و مادر، برای ما فرزندان شهرنشین و مدرن پوش!، با پدران و مادران روستازاده و پای در سنت، درس اخلاق و زندگی است؛ مایی که روز به روز در پرتو اندیشه و تکنولوژی مدرنیته، از گرمی کرسی و آتش اجاق دیوار خشتی شان دور و دورتر می شویم و فرهنگ شان را به سخره می گیریم.
"خدایا برمحمد و دودمان و تبار پاکش درود فرست و پدر و مادرم را به بهترین چیزی که به پدران و مادران بندگان با ایمانت بخشیده ای، ممتاز گردان و خدایا چنان کن که هیچ گاه در پِس نمازها و لحظه ها و ساعت های شب و روزم، (دعاگویی و) یادخیرشان از ذهن و زبانم بیرون نرود." آمین ای مهربان ترین مهربانان.
برای من که نمازم خالی از یاد او و پراز یاد همه چیز و همه کس هست؛ خواندن دعایی از این کتاب نیایش، لذت معنوی دیگری دارد. شاید از این رو باشد که آوای نماز تنها از ستون های بلند هستی های پاک به آسمان می رود و معنا می آورد. اما دشت سجاده معنویِ مولایمان امام سجاد علیه السلام چنان وسیع هست که گنه کاری در گوشه اش، از کرده خویش بنالد و بخشایش خدا را بطلبد. بی شک ابر رحمت خدا بر حاشیه نشین های سرزمینِ معنوی منسوب به هستی بندگان پاکش، زودتر و بیشتر می بارد.
حیفم آمد که مطلبی ناقابل در معرفی این جشمه جوشان نیایش برای آنانی که درجستجوی نشستن و شستن جان خسته خویش در آبی حیاتبخش هستند، نگویم. کتاب وزینِ معنوی صحیفه سجادیه مشتمل بر پنجاه و چهار دعا و نیایش ایشان درباره موضوع های مختلفی چون پناه جستن به خدا از گناهان، دعا در کارهای بزرگ، دعا در طلب فرجام نیک، دعا درباره پدر و مادر، همسایگان و دوستان، مرزبانان، دعا در یاد مرگ، دعا در وداع با ماه مبارک رمضان و دعا در شِکوه از ستمگران حاکم و .. است. در ادبیات دینی ما، این کتاب ارزشمند به «انجیل اهل بیت(ع)» و «زبور آل محمد(ص)» مشهور می باشد. ترجمه های مختلفی از این کتاب در بازار هست. من ابتدا از طریق ترجمه شیوا و دلنشین آقای جواد فاضل با کلام امام سجاد علیه السلام آشنا شدم. چنان که سالها ترجمه دیگری نتوانست طعم دلنشین این نیایش ها را برایم زنده کند. تا اینکه تابستان سال پیش در نمایشگاه قرآن، با ترجمه ادبی، شیوا و روان آقای محمدتقی خلجی، انتشارت میثم تمار، چاپ هفدهم برخوردم و گمشده خویش را دوباره یافتم. ترجمه آقای محمدتقی خلجی شیواتر و ادبی تر از ترجمه آقای جواد فاضل می باشد. امیدوارم به زودی فرصت بابید کوزه ای از این چشمه، آب کنید. گر توفیق راه نصیب تان شد در کوی بازگشت، با دعایی ساقی باشید و ...
در ذیل پاره ای پرطراوت از این نیایش ها آمده است:
"پروردگارا؛ ای آخرین مقصودِ نیازخواهان؛ ای خدایی که دستیابی به حاجت ها به توفیق توست؛ ای خدایی که نعمت هایش را به بها نمی دهد بلکه به بهانه ای عطا می کند؛ ای خدایی که بخشش هایش را به غبار کدورتِ منت نمی آلاید؛ ای خدایی که مایه ی بی نیازی بندگان است و از او بی نیاز نمی توان شد؛ ای خدایی که همواره دل ها رو به سوی او دارند و هیچ گاه از او روی برنمی تابند؛ ای خدایی که خواستن بندگان از او، گنجینه هایش را فانی و تهی نمی سازد؛ ای خدایی که سبب ها نظامِ حکمت او را بر هم نمی زنند؛ ای خدایی که رشته ی نیازخواهی نیازمندان، از او نمی گسلد و ای خدایی که دعای دعاکنندگان، او را به زحمت نمی افکند....."
دعای عمیق و والای او درباره پدر و مادر، برای ما فرزندان شهرنشین و مدرن پوش!، با پدران و مادران روستازاده و پای در سنت، درس اخلاق و زندگی است؛ مایی که روز به روز در پرتو اندیشه و تکنولوژی مدرنیته، از گرمی کرسی و آتش اجاق دیوار خشتی شان دور و دورتر می شویم و فرهنگ شان را به سخره می گیریم.
"خدایا برمحمد و دودمان و تبار پاکش درود فرست و پدر و مادرم را به بهترین چیزی که به پدران و مادران بندگان با ایمانت بخشیده ای، ممتاز گردان و خدایا چنان کن که هیچ گاه در پِس نمازها و لحظه ها و ساعت های شب و روزم، (دعاگویی و) یادخیرشان از ذهن و زبانم بیرون نرود." آمین ای مهربان ترین مهربانان.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 0:55 توسط دهنوی
|