فراز و فرود اقدام برای فرصت مطالعاتی(1)
شاید اندکی دیر باشد، اما به گمانم باشند کسانی در جمع مان که رویای هجرت و سفر داشته باشند به دیارهای دور و نزدیک تا به تجربه بنشینند فرهنگ آکادمیک و غیرآکادمیک دیگر را. آگاهی از فراز و فرود چنین مسیری، می تواند تلاش ها را بهتر به سرانجام برساند. تجربه مان نشان داد که چه بسا اگر نکته کوچکی می دانستیم چقدر در بهره وری زمان و هزینه و اجتناب از امور فرسایشگر اداری، یاریگرمان بود. سعی می کنم نکته هایی از تجربه خود و دوستان همسفرم برایتان بنویسم. امیدوارم مورد استفاده شماها یا دوستان دور و نزدیک تان قرار گیرد. از آنجا که حکایت پر فراز و نشیبش طولانی است؛ آن را در دو قسمت برایتان روایت می کنم.
نخستین شرط رسمی اقدام برای فرصت مطالعاتی، تصویب پروپوزال رساله دوره دکتری است. دوم این که نباید بیش از سه سال و نیم یعنی نهایت حول و حوش ترم هفتم از شروع دوره تحصیل دکتری گذشته باشد. با این حال اگر بسیاری از کارهایتان را در ترم هفتم و قبل عید سال چهارم انجام داده باشد و تنها تاریخ پرواز برای بهار سال چهارم باشد مشکلی ندارد. البته این تبصره ای نانوشته است و بستگی به تفسیر! کارشناس وزارت دارد شاید بنا بر ضرب مثل شایع در فرهنگ کرمون که می گوید: یک "نه" به صد "ها" می می ارزد. بگوید نه نمیشه.
اما نخستین قدم برای تشکیل پرونده فرصت و شروع دو مارتن آن، "نامه پذیرش" یک استاد خارجی است. محتوای این نامه کوتاه باید گواهی مبنی بر پذیرش شما به عنوان دانشجوی مهمان آن دانشگاه برای مدتی معین است. در بالای این نامه رسمی باید لوگو یا آرم دانشگاه محل کار استاد و در پایین آن، امضاء و مشخصات تلفنی و ایمیل ایشان باشد. خوشبختانه اسکن این نامه کفایت می کند. از آنجا که ممکن است اساتید خارجی درجریان امور فرصت نباشند، بهتر است که خود شما صورت اولیه این نامه را نوشته و به ایشان ایمیل کنید و بخواهید که خودشان در نهایت تکمیل کرده و برایتان بفرستد.
جدا از پوییدن ها و دویدنِ کوچه پس کوچه های فرهنگ اداری دانشگاهی مان، شناخت و پذیرش یک استاد راهنمای متخصص، بزرگترین دشواری اون روی سکه است. برای این منظور، یکی از راه های معمول و مفید، شناسایی پژوهشگران مرتبط با موضوع رساله، از طریق خواندن مقاله یا کتاب های ایشان می باشد. بهرحال هر دانشجوی دکتری، در طی درس های نظری و انجام تکالیف پژوهشی شان، سمت و سویی برای موضوع رساله اش می یابد و از مقاله و کتاب های مرتبط فراوانی باید استفاده کند. مقاله مرتبط یک پژوهشگر می تواند سرنخی برای کنکانش کارهای دیگرش و دانشگاه و ایمیل او باشد. او نشد؛ بعدی، نشد، بعدی، نشد، بعدی، نشد، بعدی............شما میتونید....................................................................سه ... بعد، هاها! یافتم یافتم.
بهتر است چند نفری را این گونه ابتدا" شناسایی کنید. اگر استاد مربوطه، کاملا" هم در موضوع مورد نظر شما صاحب نظر نیست، خیلی نگران نباشید. دست کم، زندگی در یک فرهنگ دیگر، تجربه های ارزنده ای بر جسم و جان آدمی، بار می کند که بسی گران بارند. بعلاوه این که می توانید منابع مختلف مربوط به رساله تان را تهیه کرده و بعد برگشتن استفاده کنید.
بعد یافتن یک پژوهشگر مرتبط و ملاحظه هایی که خواهم گفت، کوتاه ایمیلی به ایشان می زنید و خودتان را معرفی می کنید با عنوان مبسوط تر رساله تان. در نامه تان، اشاره می کنید که برخی از کارهایش را مطالعه اجمالی کرده اید، بهتر است عنوان یکی دوتا از کارهایش در پاورقی نامه باشد. لازم و لازم است در درخواست تان یادآوری کنید که پذیرش شما هیچ گونه هزینه مالی برای دانشگاه ایشان ندارد. بهتر و بهتر است که رزومه علمی و کاری تان را خودتان ترجمه کنید و ضمیمه درخواست تان باشد. برای خواهران محترم، بهتر است که عکس شان، با پوشش روسری باشد. بهرحال متأسفانه در مورد آیین و فرهنگمان، پیش دواری های ناصوابی وجود دارد. بسیار پیش می آید که شما پژوهشگران مرتبطی را در کشورهای مختلف شناسایی می کنید ولی بنا به دلایلی آنها درخواست شما را نمی پذیرند. برای مثال دوستم می گفت نزدیک صد ایمیل به اساتید مختلف زده است که در نهایت قرعه دانشگاه لوند سوئد بنامش افتاد. اما باید صبور باشید. هیچ تلاش بااخلاصی در درگاهش بی جواب نمی ماند. شما می توانید گزینه های متناسب با موضوع رساله تان را شناسایی و حتی مکاتبات اولیه را پیش از تصویب نهایی طرح رساله تان انجام دهید.
بعد توافق اولیه یک استاد، شما از او می خواهید که "نامه پذیرش"- بامشخصاتی که در بالا اشاره کردم- برایتان بفرستد. اگرچه هزینه وزارت علوم، برای شش ماه است، اما بهتر است که شما در صورت اولیه نامه پذیرش، نزدیک ده ماه یا حتی بیشتر درخواست کنید. به این دلیل که ممکن است بعدا" بخواهید بیشتر بمانید. لذا دیگر مشکلات و هزینه تمدید ویزا را نخواهید داشت. ندوستن همین نکته، کلی هزینه مالی و زمانی برای یکی از دوستان ما در اینجا داشت که مجبور است بخاطر پروژه آزمایشگاهی اش، بیش از شش ماه بماند.
ان شاالله بعد دریافت اسکن نامه پذیرش، باید دویدن ها راشروع کنید. ابتدا درخواست خود را همراه با نامه پذیرش به گروه تان بدهید. برای تشکیل پرونده فرصت در وزارت علوم، فرم یک صفحه ای وجود دارد که یک بخش آن مربوط به مشخصات شخصی و تحصیلی تان، قسمتی از آن مربوط به امضاء و موافقت استاد راهنمای داخلی و معاونت تحصیلات تکمیلی دانشکده و قسمت انتهایی آن مربوط به موافقت و امضاء معاونت آموزشی و تحصیلات دانشگاه است. خوان های مختلف این فرم را باید با توکل برخدا و صبر و حوصله، یکی یکی طی کنید. فراز و فرود یک خوانش ممکن است به دلایلی چون تعطیلی آلودگی هوا، تعطیلی بین التعطیلی، رفتن یا مراسم برگشت مسئول از، ترافیک پرونده ها در جلسه ها و ...، نزدیک به یک ماه طول بکشد. در شروع کار و هم زمان با تکمیل بخش موافقت استاد راهنمای داخل و معاونت تحصیلات تکمیلی دانشکده، باید ضمانت مالی برگشت را هم در معاونت اداری و مالی دانشکده بدهید. معمولا" یک چک ده ملیون تومانی از خود فرد یا یک کارمند رسمی آشناست که استاد راهنما یا مشاور باید پشت آن را امضاء کند. البته قوانین دانشگاه ها در این باره ممکن است متفاوت باشد. در مرحله موافقت تحصیلات تکمیلی دانشگاه، برای آقایانی که هنوز گذرشان به کوی خوش سربازی نیفتاده است، بهتر است که درخواست معافیت تحصیلی برای مدتی بیشتر از شش ماه- نزدیک ده ماه- داشته باشند.
بعد گذشتن این مراحل، امور مربوطه در وزارت علوم، خوشبختانه معمولا" دو الی سه روز بیشتر طول نمی کشد. اما همون آقایانی که به سربازی مقدس نرفته اند باید با نامه معرفی وزارت علوم، سری بزنند به کوچه پرپیچ و خم نظام وظیفه و بعد اداره گذرنامه برای مجوز خروج یا دریافت/تمدید اعتبار گذرنامه. همچنین همه متقاضیان باید سفری یک روزه به وزارت امور خارجه جهت تشکیل پرونده فرصت در آنجا هم داشته باشند.
بعد گذر از خوانِ خوان ها یعنی نظام وظیفه و اداره گذرنامه و گرفتن پاسپورت خود و همراهان/افراد عیال وار- با نامه وزارت امورخارجه، باید پرونده تان را به سفارت کشور مربوطه برا تشکیل پرونده ویزا یا روادید ببرید. کارهای این قسمت هم چند روز بیش طول نمی کشد. بعد این دوره باید برای مدتی نامعلوم منتظر خبر ویزا از طریق سفارت یا سایت اداره مهاجرت کشور مربوطه بمانید. برای کشورهای اروپایی، تقربیا" نزدیک دوماه کمتر یا بیشتر-گاهی سه ماه- انتظار تلخ و شیرین لازم است. در آخرِ روزهایی که دیگر حوصله تون سررفت، می تونید ایمیلی به استاد راهنمای خارجی تان بزنید و بگویید که پیگیر کارتان از طریق اداره مهاجرت کشورش باشد. خوشبختانه برای اغلب اساتید فرنگی- مثل معدودی از اساتید بزرگوار بومی مان،- برخاستن از سریر! استادی و پیگیری امور دانشجوی رعیت منش، برایشان شیرین و عادی است. برای مثال در جمع اساتید دوستان ما، کسانی بودند که از شهر دیگر سوئد برا پیگیری پرونده ویزای دانشجوشان به استکهلم آمده بودند یا در نخستین روز آمدن، به استقبال ایشان آمده و با ماشین خود، او و وسایلش را به اقامتگاهش رسانده بود و نخستین درسِ سفر که همون نگاه انسانی "من و تو" به دانشجوست، به یادگار داده بودش.
ادامه دارد.